بسم الله...
مدام استغفار میکنی. همینطوری زیر لب، تند تند. - با عرض معذرت- ملکهی عذاب گردنت را بزند!
تصوری از گناهی که کردی داری؟!
بدون تنفس ذکر میفرستی، حمد و سپاس خدا میکنی؛ از نعمتهایی که مرحمت کرده، موقع گفتن ذکر، هیچ در ذهنت تصویری هست؟
...
ذهنیت و تصورت از ارباب حسین -علیه السلام- چیه؟ موقع سینه زنی و شور، چی تو فکرت هست؟
.
.
.
.
.
بوی پیران خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانیها
---
*خیلی تلگرافی و مختصر می نویسم. نه؟!
*بند اول مطلب بالا تلخیصی از صحبت بزرگواری است.
نام وبلاگتان در منزل سوم«باکاروان کربلا» جاودانه شد.
اگر شبهای دیگر هم در این ساعت با موضوع کربلا وبلاگ را به روز کردید خبرمان کنید.
ماجور باشید.