-
این چه احوالیه؟
چهارشنبه 28 دیماه سال 1390 22:58
فعلا با لینک های روزانه، به روز می شوم... پانوشت: 1- آهنگ شیدایی را دوست دارم... 2- چرا هر کی هرچی می گه ملت می خواهن با مشت برن تو صورتش؟ (ماجرای افروغ و ...) 3-چند وقت است می خواهم ولی نمی تونم خودم را به کار مجله برسونم. 4- علاقه ام به فیلم دیدن زیاد شده. این خوبه یا بد؟
-
سخنهای نگفته
پنجشنبه 1 دیماه سال 1390 16:16
چند وقته که دارم فکر میکنم چقدر حرف نگفته در دل من است... حتی گاهی روی زبانم. حتی بعضا به زبان آوردم ولی در تنهایی و برای خودم! خیلی... *از اونجایی که چند وقته در حال انفعالم و در حال فکر- البته بیشتر اوقات در حال اتلاف وقت و درگیر خلا فکر - به این نتیجه رسیده ام که چقدر دوست دارم فیلم نگاه کنم [کم کم دارم لیست تهیه...
-
تب و تاب
جمعه 18 آذرماه سال 1390 11:15
از علامه امینی نقل شده که ایشان در شب و روز عاشورا مدام برای امام زمان -علیه السلام- صدقه کنار می گذاشتند و می گفتند: امشب قلب حضرت در فشار است . قربان قلب آقا بروم. قبل از ما، چه کسی مواظب و تسلی قلب نازنین ایشان بوده است؟ بودند، ولی چند نفر بودند؟ قدمت این چنین مجالس متعدد و پرشور برای امام حسین -علیه السلام- ، به...
-
روز جمعهی من...
جمعه 11 آذرماه سال 1390 15:51
این طالب بدم المقتول بکربلا... یا این دل شکستــــه مــا را صبــــور کن یا لااقــــل بخـــاطــــر زینب ظهــــور کن امشب بیـــا که روضه بخوانی برای ما امشب بساط گریــــه ما را تو جــور کن یا چند صفحــه ،مقتل کرب و بلا بخـوان یا خاطـــــرات عمــه خود را مــــرور کن دیگــــر بتــــاب از افــــق مکـــه، ماه من این جادههای...
-
هوای حسین...
دوشنبه 7 آذرماه سال 1390 22:55
بسم الله... مدام استغفار میکنی. همینطوری زیر لب، تند تند. - با عرض معذرت- ملکهی عذاب گردنت را بزند! تصوری از گناهی که کردی داری؟! بدون تنفس ذکر میفرستی، حمد و سپاس خدا میکنی؛ از نعمتهایی که مرحمت کرده، موقع گفتن ذکر، هیچ در ذهنت تصویری هست؟ ... ذهنیت و تصورت از ارباب حسین -علیه السلام- چیه؟ موقع سینه زنی و شور، چی...
-
جاذبهى قوىِ معارض
جمعه 4 آذرماه سال 1390 16:10
بدون مقدمه: گاهی یک جاذبهى قوىِ معارضى، دل را - که جایگاه نیت، دل است - به سوى خودش جذب میکند؛ یک وقت نگاه میکنید، میبینید اصلاً نیت رفت؛ نیت یک چیز دیگر شده. آن وقت راه انسان عوض میشود. نگاه کنید به اینجا
-
دوری از وب
جمعه 18 شهریورماه سال 1390 21:46
چند وقتی دستم بند است. . . --------------------------------- ما را در دعایتان فراموش نکنید ها!
-
تو گلوم گیر کرده...
جمعه 18 شهریورماه سال 1390 21:43
زیر 18 سال این فیلم را نبینند. ------------------ یک فیلمی هست که روی پرده رفته و الان در شبکه ویدویی خانگی فروخته میشه. خوب! اسمش "عروسک" است. رو پاکت این سی دی بنوشته اند زیر 18 سال نبیند. ------ آخیش. گَلوم راحت شد....(!)
-
هیچ حسی شبیه ات نیست...
دوشنبه 14 شهریورماه سال 1390 18:10
فکر کردن بلدی؟ تا حالا به این فکر کردی؟! - بشدت دوست دارم ساده (مثل آدم ساده؛ بدون حرف پیش، پس، پشت، پهلو) بنویسم. - حدیث نفس است. با شما نیستم. -آخ! الان تو مترو نوای سریال "نابرده رنج" پخش میشد. دوست دارم!.
-
دعا کنیم؛ دعا
دوشنبه 17 مردادماه سال 1390 20:11
سلام. چهار دیپلمات اسیر داریم ما. در کجا؟، در اسرائیل. در حال حاضر هم من کاری با این که این ها با دستور چه کسی رفتن و برای چه رفتن و کسی آیا از آنها در آنجا پشتیبانی کرد و... ندارم. ماه رمضان است. خانواده جاویدالاثر «سید محسن موسوی» برای فرج و گشایش در کار این چهار دیپلمات در 30 شب رمضان جلسهی قرآن برپا کردهاند....
-
یادداشت عذرخواهی
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 12:17
نوشته دیر می شود گاهی . دو ماه وبگاه را به روز نکرده حالا برای من یادداشت عذرخواهی می نویسد. البته که به کم کاری توی خاطی بر می گردد.../ ------ سلام. !
-
یادداشتی مانده از پیش...
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 12:12
دغدغه بزرگ شدن... سخت است و پر هزینه. --------- چهار فصل ابتدای ارمیا را خواندم، نفسگیر بود... ارمیا داشت خفه میشد، زمین و زمان برایش تنگ شده بود. ذهنش مدام در زمان حرکت میکرد. گذشته مثل یک خواب دوست داشتنی از جلوی چشمانش میگذشت. البته برای من که بسیار دوست داشتنی بود... نمیدانم ارمیا با این گردش در زمان چه...
-
نمایشگاه/ با کمی تاخیر!
سهشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1390 17:05
سلام. در فرصت نمایشگاه مطبوعات امکان گشت و گذار نبود. به خاطر اینکه هر دو دفعه حضورم به خاطر میز فروش مجله سوره بود. میز ما تفیلی انتشارات سوره بود. کنار پلهها-خارج غرفه سوره. نتیجه آن چند ساعت حضور آشنایی با دانشجویانی از شهرهای مختلف بود. تجربه برخورد اینگونه با دانشجویان و مخاطبان و اصولا مردم و جماعت اهل مطالعه...
-
سامان
چهارشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1390 19:11
عشق باعث شد که دل سامان گرفت....
-
خُنک آنکه زودتر بیدار شود...
چهارشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1390 18:14
در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صد هزار عالَم مُلکِ او شود که نیاساید و آرام نیاید. این خلق به تفصیل در هر پیشهای و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیر ذلک میکنند و هیچ آرام نمیگیرند زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است. آخر معشوق را دلارام میگویند، یعنی که دل به وی آرام گیرد، پس به غیر چون...
-
ابدیت ما و فرصت کوتاه برای فکر کردن و دانستن
چهارشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1390 18:09
زمان زندگی برای ما بسیار کوتاه است، اما تنها فرصت برای تعیین سرنوشت است. اگر همهی جهان پر از گندم شود و پرندهای هر هزار سال یک دانهی آن را بردارد، چقدر طول میکشد تا آن دانهها تمام شود؟ ما فقط یک بار وقت داریم زندگی کنیم، یک بار برای همیشه. هر روزِ زندگی ما با همهی جزئیاتش ابدی خواهد شد. ابدی یعنی همهی آن...
-
بخوان تا بدانی و بتوانی بخواهی!!!
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1390 17:11
سلام. چه نسبتی بین خواندن و خواستن است؟.... به نظر من همان ارتباطی که دانستن با توانستن دارد....
-
سورۀ آوینی
دوشنبه 22 فروردینماه سال 1390 17:34
سوره*، سوره ای است از دفتر اعجاز آوینی. آوینی که پیغامبری بود از پیغامآوران زمانه؛ مانند دیگر پیغامبران خدا دچار درد مظلومیت گشت. آنقدر او را در پیچ و خم های کج فکری خودشان محاصره اش کردند که عطای زمین را به لقایش بخشید و به آسمان کوچ کرد... اما...در عالم رازی است که جز به بهای خون فاش نمی شود. __________________...